جعفر شهرى باف
73
طهران قديم ( فارسى )
شگون از جمله چيزهائى كه براى عروس خوش شگون يا بدشگون ميآمد آنكه كفش او به اندازهى پاى او درآمده ، يا درنيامده باشد و خوشبختترين عروسها آن بود كه كفشش راحت و اندازه بوده ، تنگى و لقّى نداشته باشد ، كه تنگى آن نشانه مرارت و تعب در خانه شوهر و لقى آن علامت زير پا سستى و كمثباتى جاگير پاگير نماندن و پا در هوائيش در خانهء شوهر كه لقى زيادش دليل برگشتنش به خانه پدر ميآمد . ديگر آئينهاش كه شفاف و سفيد و روشن و بىلك و نقص بوده يا نبوده باشد كه باز عيوب آن مربوط به روشنى ، تاريكى ، خوب و بد و صفا و كدورت و زشت و زيباى خانهء شوهر ميگرديد و ناگوارترين وقايع عروسى و براى عروس آنكه خداى نكرده آئينهاش كه ( آئينهء بخت ) ش ناميده ميشد از سر طبقكش بيفتد كه باز اين چند حالت ميتوانست داشته باشد : اگر آئينه افتاده و شكسته بود شك نداشت كه اين عروسى به عزا و ناكامى انجاميده كسى از آن ميان مانند خود عروس يا داماد يا نزديكترين كس آنان مرده ، خبر از مرگوميرى داده است ، كه غالبا چنين عقدكنان به هم خورده منجر به فسخ عزيمت ميگرديد ، مگر آنكه عقد انعقاد يافته جلوتر از اين انجام يافته باشد و در اينجا بود كه نظر رد خوشبينها و خوشنيتها با تعبيرات گوناگون بر دلدارى و تسلا و بيرون آوردن دو خانواده از انديشههاى سياه به جلو ميآمد و جهت همين سلامت رساندن آئينه هم بود كه آن را طبقكش ورزيده به سر گرفته براى زمين گذاشتنش ادعاهاى بالا بالا مينمود ؛ و اما اگر طبقكش لغزيده اما طبق به زمين نخورده باشد ، دليل آنكه عروس كارش به كدورت و برگشت به خانهء پدر و طلاق ميكشد اما طلاق واقع نميشود و اگر دو نيم شده بود ، هر دو خانواده عزادار ميشدند و همين آئينه بود كه تا پيرى و كهولت و نوه ، نتيجهدار شدن زن هنوز مورد توجه قرار گرفته از آن مواظبت مينمود .